جمعه هجدهم آبان ۱۴۰۳ - 22:55 - اردشیر آقایی -
زمین دیری است
که دایر شده است
ومن می چرخمش هربار
درست مانند یک پرگار
به سمتی که شروع کردم دوباره باز می گردم اگرچه اسمان من هنوز آبی ترین آبی ست
طواف نقطه ای کردم برروی یک خط پرگار
هنوزهم درمیان کعبه معشوق است
هنوز هم می نویسم شعرهنوزهم می شمارم باز
شبیه گرگ داماداست که ازهرسمت
نوشتی نان
کسی چون دزد داد می زد به هرسمتش فقط این داد ...
برای اسمانی که به آرامی شبیه تر بود
دوباره بازخواهم گشت
دوباره می سرایم آب
دوباره می نویسم داد ...دوباره می کنم ...این باب را باب